شاهدخت ها در بند

دخترهای پادشاه عربستان در حبس خانگی هستند. اینترنت دارند. انگلیسی صحبت می کنند عین بلبل و حتی بهتر. با شبکه های تلویزیونی تماس می گیرند و مادرشان در انگلیس دنبالِ آزادیِ آنهاست. این چیزها را توی اخبار نشان داد. اخبار تلویزیون خودمان. بعد من مدام دارم به این فکر می کنم که من اگر جای پادشاه عربستان بودم و این ها را نمی خواستم، می کُشتمشان خیلی وقتِ پیش. قبل از اینکه صدایشان به جایی برسد مثلاً یا بخواهند مزاحمت ایجاد کنند. یکی از دخترها چهل و خُرده ای سال دارد. چرا تا به حال ازدواج نکرده یا شوهرش نداده اند؟ آن هم در عربستان. طبق گفته ها، مادرشان متارکه کرده و رفته و حالا اینها در حبسند تا او برگردد. چرا از اول این اجازه به آن زن داده شده؟ براساس شواهدی که ارائه شده، پادشاه عربستان یک بیمارِ روانی است که لاابالی، عوضی، خر، عیاش، فاقد شعور، کثافت و عَن هم است. دخترهایش امّا، چهارتا دسته ی گل. کل قضیه که یک بوهایی دارد امّا، چیزِ دیگری که فکرم را دارد قلقلک می دهد این است که  : شاهزاده ام، زیبا هستم، تحصیلات دارم و آزادی ها، تفریحات و امکاناتی که خیلی ها بی خبرند از آنها(خب غیرممکن است فرزندِ یک پادشاه باشی، هرچند منفور و مورد غضب، و هیچ قدرت مانوری نداشته باشی، هرچند مخفیانه)، گیرم که در یک خانه ی ویلایی باشم و نتوانم بیرون بروم! به هرحال، ژنم غیرقابل تغییر است. این رشک برانگیز نیست؟

به هرحال، آنها شاهزاده اند! این جمله از ذهن چند نفر از دخترهای ما گذشته؟ تعدادِ اندکِ دخترهای روشنفکرِ دانا و با فرهنگ و آزادی خواهِ مملکتم را میگذارم کنار، و درباره ی عده ی خیلی زیادِ دخترانی حرف می زنم که در کشورم هستند و آرزو دارند به جای همان شاهزاده ها باشند، هرچند در بند.

کی می خواهیم باور کنیم که بَدیم، امّا نه آنقدرها؟ بعد از این همه گفتن و شنیدن و نوشتن، حصارها هنوز توی سرِ ما هستند.

 

* دختران ملک عبدالله دست به دامان جامعه جهانی شدند


منبع: http://bano10.blogfa.com

کلمات کلیدی: پادشاه ,عربستان ,هرچند ,شاهزاده ,خیلی ,دخترهای ,پادشاه عربستان ,باشی، هرچند